تبلیغات
سرباز رشید اسلام - صادق هدایت "کیست؟؟؟؟قسمت " دوم
 
درباره وبلاگ


بسم الله الرحمن الرحیم

سپاس پروردگاری را که مرا از دنیا نبرد تا اینکه جانشینم را به من نشان داد همو که

شبیه ترین مردم از لحاظ روحیات و شمایل به رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است
خداوند متعال از او در غیبتش محافظت میکند و پس از آن ظاهرش می نماید تا زمین را

آکنده از عدالت و قسط کند همانگونه که مملو از جور و ظلم شده باشد.(امام حسن عسگری علیه السلام)
منبع : کمال الدین و تمام النعمه ج 2 ص 118

تقریبا یک سال از تجربه وبلاگ نویسی مون میگذره از این به بعد تصمیم گرفتیم که با

یاری حق تعالی خودمون بنویسیم تا بتونیم تولید کننده مطلب ارزشی و اسلامی باشیم

تا صرفا یه کپی کننده....

و اینم نیازمنده اینه که ظرف وجودمون تمیز باشه تا مطالبمون تاثیر گذار باشه...

و امکان پذیر نیست مگر

بر شما باد اخلاص راستین و یقین نیکو زیرا که این دو برترین عبادت مقربان است..

(امیرالمومنین علی علیه السلام)

محتاج دعاتونیم..

یا لثارات الحسین


مدیر وبلاگ : سرباز ولایت
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سرباز رشید اسلام
نوشته
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 29 آبان 1393 :: نویسنده : سرباز ولایت
افسران - صادق هدایت "کیست؟؟؟؟قسمت " دوم بسم رب الحسین ع.........سلام امیدوار مورد رضایت اهل بیت ع قرار بگیره.. اهانت به ائمهٔ اطهار و حضرت قمر بنی هاشم (ع).........هدایت در به تمسخر گرفتن مقدسات انصافاً کم نگذاشته است و هر کاری که می توانست بکند ، کرد . توجه شما را به جمله ای از داستان علویه خانم ، در توصیف جوان پرده دار، جلب می نمایم : " صورت چاق و سرخ او مثل صورت قمر بنی هاشم (!!!) از جوش غرور جوانی پوشیده بود و گوشهٔ‌ لبش زخمی بود."

حالا تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل !

از شما دعوت می کنم که بینید ، هدایت در داستان علویه خانم ، چه کاروان زیارتی ای را به تصویر کشیده است . همه زوار را افرادِ کثیف ، زشت ، نفرت انگیز ، بی سواد و عوامی مطلق ، دارای ناهنجاری بدنی ، بدزبان ، دروغگو ، دورو و ریاکار ، دزد ، زنا کار و ... معرفی می کند .

این کاروان زیارتی ، از دید هدایت ، در واقع نمایندهٔ همهٔ کاروانهای زیارتی ای است که به زیارت کربلا و نجف می روند (همان طور که قاعدهٔ هر داستان نوشته شده در قالب مکتب رئالیسم نیز چنین است) .

در این اثرصادق هدایت ، حتی اسب گاری حامل زایران هم مسلول است .

علویه خانم هم که شخصیت اصلی داستان است و به عنوان زائر در این کاروان است ، یک زن روسپی و وقیح است . این است تصویری که هدایت در آثارش از مسلمانان و به طور کل دینداران ارائه می کند .

در داستان توپ مرواری هم همین موارد را به وضوح می بینیم . او در مورد مسلمانان در این داستان ،‌ چنین می نویسد : "همین که دید مسلمانان بی عرضه ، قضا و قدری ، وافوری ، و بزوائی و تقیه چی هستند و خودشان جاسوس اند و مذهب بی پیر چنان سوقانشان کشیده که دیگر سرجمع آدم حساب نمی شوند ..."

و این هم عبارتی دیگر از همین اثر که به ذکر آن بسنده می کنم : " گند و کثافت از سر و روی مردم بالا می رفت . تمام هستی مردِم دستخوش پایین تنه یک جوال تخم و ترکه البوقرق سوم و یک مشت آخوند گردن کلفت شده بود . تنها جانور عزیز دردانه شپش شد ، که به او لقب "منیجه خانم" داده بودند و هر کس نداشت او را مسلمان نمی دانستند و در روز عید قربان در خانهٔ خدا به خونبهای هر شپش ، یک گوسفند قربانی می کردند ."



نوع مطلب : نوشته های سیاسی، نوشته های تاریخی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب