تبلیغات
سرباز رشید اسلام - قسمت اول..آیا مصدق یک فراماسون بود؟؟؟؟؟
 
درباره وبلاگ


بسم الله الرحمن الرحیم

سپاس پروردگاری را که مرا از دنیا نبرد تا اینکه جانشینم را به من نشان داد همو که

شبیه ترین مردم از لحاظ روحیات و شمایل به رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است
خداوند متعال از او در غیبتش محافظت میکند و پس از آن ظاهرش می نماید تا زمین را

آکنده از عدالت و قسط کند همانگونه که مملو از جور و ظلم شده باشد.(امام حسن عسگری علیه السلام)
منبع : کمال الدین و تمام النعمه ج 2 ص 118

تقریبا یک سال از تجربه وبلاگ نویسی مون میگذره از این به بعد تصمیم گرفتیم که با

یاری حق تعالی خودمون بنویسیم تا بتونیم تولید کننده مطلب ارزشی و اسلامی باشیم

تا صرفا یه کپی کننده....

و اینم نیازمنده اینه که ظرف وجودمون تمیز باشه تا مطالبمون تاثیر گذار باشه...

و امکان پذیر نیست مگر

بر شما باد اخلاص راستین و یقین نیکو زیرا که این دو برترین عبادت مقربان است..

(امیرالمومنین علی علیه السلام)

محتاج دعاتونیم..

یا لثارات الحسین


مدیر وبلاگ : سرباز ولایت
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سرباز رشید اسلام
نوشته
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
افسران - قسمت اول..آیا مصدق یک فراماسون بود؟؟؟؟؟ خانواده و ثروت مصدق
دکتر محمد مصدق در تاریخ29/2/1361 ه.ق در تهران به دنیا آمد. پدرش میرزا هدایت الله وزیر دفتر و مادرش ملک تاج خانم (نجم السلطنه) از نوادگان فتحعلی شاه قاجار بود.
مصدق قجر زاده ای بود که از نظر مالی جزو مالکین بزرگ و اشرافی به حساب می آمد و روستای بزرگ او در احمد آباد بخشی از ثروت عظیم او را تشکیل می داده است. قسمت های زیادی از خیابان کاخ (فلسطین) به صورت منزل شهری و املاک و مستغلات استیجاری او بودکه از جمله یکی از این ساختمان ها را در زمان نخست وزیری خود به اداره ی اصل 4 ترومن (که لانه ی جاسوسی امریکا در ایران بود) اجاره داده بود. 



فراماسونر بودن مصدق
قسم نامه ی فراماسونی بودن مصدق به هیچ روی قابل کتمان نیست. هم چنان که سعی در بی ارزش نمودن متن قسم نامه مصدق نیز راه به جایی نمی برد، آن که بخواهیم مصدق را از اعضای غیر فعال و دیده ناشدنی لژ آدمیت بدانیم، به هیچ روی توجیه کننده امضای او نمی باشد.
مصدق به خواسته ی خود پای سوگند نامه این لژ را امضا می کند و سوگند به وفاداری مادام العمر به آن می خورد. باید پذیرفت که مصدق نیز چون فروغی و سپهسالار به آن لژ پیوسته و از سوی پدر همسر (میر سید زین العابدین امام جمعه که از رؤسای لژ فراماسونری بود)، خواهرزاده (سهام السلطنه بیات)، داماد(متین دفتری) و از سوی دیگر فراماسون ها حمایت بسیار می شده است.
چه کسی می تواند کتمان کند که فراماسون ها جاده صاف کن استعمار غرب بوده اند و این "قانون" روزنامه سیاسی و ضد استبدادی میرزا ملکم خان بود که به منظور برقراری ارتباط با انگلیس و ایجاد حاکمیت سیاسی آنان با سلطنت قاجار مخالفت هایی می کرد و نه به منظور نامشروع و نامقبول دانستن نفس سلطنت و دیکتاتوری شاهان قجری.



این روزنامه رسماً در تشکیلات "کمپانی انطباعات شرقی" لندن چاپ می شد که چاپخانه رسمی وزارت مستعمرات انگلیس بوده است . بی جهت نبود که سناتور معدوم محسن خواجه نوری که به جرم اشاعه فساد و وابستگی به شبکه فراماسونری در دادگاه انقلاب محاکمه می شد به همین نکته اشاره کرد که: «اگر فراماسونر بودن من قابل مجازات است، چرا از مصدق تجلیل میشود؟! » (روزنامه کیهان شماره10810 در تاریخ 28/6/1358)

یحیی دولت آبادی نیز در خاطرات خود اشاره به این موضوع دارد که مصدق جدای از آنکه روابط نزدیکی با فراماسونرها و اعضای کابینه های آنان داشته، از کمک به رضاخان هم دریغ نداشته چنان که به گفته او: «به پیشنهاد یکی از تجار به نام حاج میرزاعبدالرحیم قزوینی برای کمک به رضاخان یک هیئت 8 نفری تشکیل دادیم که در امور اقتصادی، اجتماعی و سیاسی او را کمک و یاری دهیم که ترکیب این 8 نفر قابل توجه است: سید حسن تقی زاده- حسین علاء- محمد علی فروغی- حاج مخبرالسلطنه هدایت-مستوفی الممالک-مشیر الدوله- مصدق السلطنه و حاج میرزایحیی دولت آبادی.» (خاطرات یحیی دولت آبادی ج.4 ص.40)




ارادت متقابل انگلیس و مصدق 
هر چند برخی در تلاشند که با مخفی نمودن گذشته مصدق تنها بحث ملی شدن صنعت را مطرح کنند اما مصدق با رانت دربار دائما از این پست به پستی دیگر منتقل می‌شد. البته علت واقعی این مخفی کاری‌ها را باید در جای دیگر جستجو نمود. جدای از بحث رانت خوری، متأسفانه مصدق السلطنه در سوابق خود کارنامه‌آی غیرقابل دفاع در رابطه با انگلیس از خود بجای گذارد. 
از جمله پست‌هایی که به مصدق رسید، استانداری فارس بود. این در حالی بود که جنوب ایران شدیدا تحت سلطه سیاسی و نظامی انگلیس بود. استاندار فارس نیز تحت نظارت مستقیم انگلیس فعالیت می‌نمود. 
در آن مقطع زمانی همچون بسیاری از مقاطع تاریخ معاصر ایران اسیر جنایت‌های استعماری انگلیس علیه خود بوده است. اما مصدق که به عنوان یک «ملی‌گرا» معرفی می‌شود در مذاکرات مجلس چهاردم در دفاع از انگلیس می‌گوید: «... بنده مأمورین خوبی از انگلستان دیده‌ام. من مأمورین بسیار شریف و وطن دوست ! از انگلستان دیده‌ام، من مذکراتی در شیراز و تهران با اینها دارم»4 در ادامه مطلب نیز به زبونی مقابل انگلیس ادامه می‌دهد. 
البته «مهربانی هر دو سر بود» و حین بحث انتقال مصدق به پستی دیگر مستر نورمان وزیر مختار انگلیس در تهران برای ادامه استانداری وی وساطت می‌کند و در تلگراف خود به نخست وزیر، به این نکته که از نظر انگلیس‌ها که به دنبال محیطی آرام برای غارتگری بودند، «.... حکومت معظم‌له [مصدق]‌ در شیراز خیلی رضایت بخش بوده...»5 اشاره می‌کند! 
البته خوشبختانه و یا متأسفانه اسناد رسوا کننده موجود که حاکی از ارادت دو جانبه انگلیس و مصدق بوده بسیار بیش از آن است که در این مجال بحث شود. بسیاری از این اسناد، تقریرات و اعترافات خود مصدق در خصوص خدمات متقابل با انگلیس است. 
مصدق اذعان دارد که «... وزیر مختار انگلیس سر پرسی لورن گفته است که من انتصاب فلانی [مصدق] را برای ایالت آذربایجان به دولت تذکر دادم» و اینگونه وی به استانداری آذربایجان می‌رسد. آری این مصدق، همان مصدق ملی است که، ملی‌گراها بلافاصله پس از انقلاب نام او را بر سر خیابان‌ها و بیمارستان‌ها نصب می‌کنند



نوع مطلب : نوشته های تاریخی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب