تبلیغات
سرباز رشید اسلام - زندگینامه مردان انقلاب اسلامی 1(آیت الله مصطفی خمینی)
 
درباره وبلاگ


بسم الله الرحمن الرحیم

سپاس پروردگاری را که مرا از دنیا نبرد تا اینکه جانشینم را به من نشان داد همو که

شبیه ترین مردم از لحاظ روحیات و شمایل به رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است
خداوند متعال از او در غیبتش محافظت میکند و پس از آن ظاهرش می نماید تا زمین را

آکنده از عدالت و قسط کند همانگونه که مملو از جور و ظلم شده باشد.(امام حسن عسگری علیه السلام)
منبع : کمال الدین و تمام النعمه ج 2 ص 118

تقریبا یک سال از تجربه وبلاگ نویسی مون میگذره از این به بعد تصمیم گرفتیم که با

یاری حق تعالی خودمون بنویسیم تا بتونیم تولید کننده مطلب ارزشی و اسلامی باشیم

تا صرفا یه کپی کننده....

و اینم نیازمنده اینه که ظرف وجودمون تمیز باشه تا مطالبمون تاثیر گذار باشه...

و امکان پذیر نیست مگر

بر شما باد اخلاص راستین و یقین نیکو زیرا که این دو برترین عبادت مقربان است..

(امیرالمومنین علی علیه السلام)

محتاج دعاتونیم..

یا لثارات الحسین


مدیر وبلاگ : سرباز ولایت
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سرباز رشید اسلام
نوشته
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
افسران - زندگینامه مردان انقلاب اسلامی 1(آیت الله مصطفی خمینی)سید مصطفی، اولین فرزند امام خمینی (ره)، در 21 آذر 1309 ش (21 رجب 1349‌) در شهر قم متولد شد. مادرش خانم خدیجه ثقفی در مورد چگونگی انتخاب اسم برای اولین فرزندشان می‌گوید: «من خیلی دوست داشتم که نامش مصطفی باشد و نمی‌دانم آقا [امام خمینی] چه دوست داشتند؛ ولی من ایشان را راضی کردم و گفتم که چون نام پدرتان مصطفی بوده است، بسیار مناسب است و آقا هم راضی شدند و اسمش را محمد گذاشتیم، لقبش را مصطفی و کنیه‌اش را ابوالحسن گذاشتیم، ابوالقاسم نگذاشتیم که هر سه مشابه حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) نشود.»
پدربزرگ وی حاج سید مصطفی نام داشت که در زمرهٔ علما و مجتهدین عصر خود بود و با ظلم و ستم خوانین و متنفذین محلی بر مردم آن منطقه، به مقابله و مبارزه پرداخت. آقا مصطفی اجازهٔ اجتهاد داشت و ملقب به فخرالمجتهدین بود و به دست خوانین خمین کشته شده بود، لذا امام خمینی (ره) برای خود نام خانوادگی مصطفوی را برگزیدند.
امام خمینی (ره) از سنین کودکی تا جوانی و حتی بعد از آن بر تحصیل، رفت و آمدها و دوستان سید مصطفی نظارت دقیق داشتند. ایشان به دو موضوع نظم و جدیّت در سید مصطفی، بویژه در تحصیل، تأکید خاصی داشتند.
حاج آقا مصطفی خمینی، که از سوی پدر ملقب به امید آینده اسلام شده بود، با طی مدارج علمی به درجه اجتهاد رسید و علیرغم آنکه سن زیادی نداشت به تدریس و تألیف و مبارزه سیاسی اهتمام داشت. سرانجام به دلیل نقش محوری که داشت در 1 آبان 1356 ش، به طرز مشکوکی به شهادت رسید. پیکرش پس از اقامه نماز توسط آیت الله خویی در صحن حرم حضرت امام علی علیه السلام به خاک سپرده شد و امام خمینی (ره) درگذشت ایشان را از الطاف خفیه الهی دانست که آغازگر مرحله نهایی تا رسیدن به پیروزی انقلاب اسلامی بود.
سید مصطفی، اولین فرزند امام خمینی (ره)، در 21 آذر 1309 ش (21 رجب 1349‌) در شهر قم متولد شد. مادرش خانم خدیجه ثقفی در مورد چگونگی انتخاب اسم برای اولین فرزندشان می‌گوید: «من خیلی دوست داشتم که نامش مصطفی باشد و نمی‌دانم آقا [امام خمینی] چه دوست داشتند؛ ولی من ایشان را راضی کردم و گفتم که چون نام پدرتان مصطفی بوده است، بسیار مناسب است و آقا هم راضی شدند و اسمش را محمد گذاشتیم، لقبش را مصطفی و کنیه‌اش را ابوالحسن گذاشتیم، ابوالقاسم نگذاشتیم که هر سه مشابه حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) نشود.»
پدربزرگ وی حاج سید مصطفی نام داشت که در زمرهٔ علما و مجتهدین عصر خود بود و با ظلم و ستم خوانین و متنفذین محلی بر مردم آن منطقه، به مقابله و مبارزه پرداخت. آقا مصطفی اجازهٔ اجتهاد داشت و ملقب به فخرالمجتهدین بود و به دست خوانین خمین کشته شده بود، لذا امام خمینی (ره) برای خود نام خانوادگی مصطفوی را برگزیدند.
امام خمینی (ره) از سنین کودکی تا جوانی و حتی بعد از آن بر تحصیل، رفت و آمدها و دوستان سید مصطفی نظارت دقیق داشتند. ایشان به دو موضوع نظم و جدیّت در سید مصطفی، بویژه در تحصیل، تأکید خاصی داشتند.
حاج آقا مصطفی خمینی، که از سوی پدر ملقب به امید آینده اسلام شده بود، با طی مدارج علمی به درجه اجتهاد رسید و علیرغم آنکه سن زیادی نداشت به تدریس و تألیف و مبارزه سیاسی اهتمام داشت. سرانجام به دلیل نقش محوری که داشت در 1 آبان 1356 ش، به طرز مشکوکی به شهادت رسید. پیکرش پس از اقامه نماز توسط آیت الله خویی در صحن حرم حضرت امام علی علیه السلام به خاک سپرده شد و امام خمینی (ره) درگذشت ایشان را از الطاف خفیه الهی دانست که آغازگر مرحله نهایی تا رسیدن به پیروزی انقلاب اسلامی بود.
 
-مدارج تحصیلی و اساتید
آیت الله سید مصطفی خمینی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه‌های باقریه و سنایی قم به پایان رساند. علاقه فراوان وی به علوم اسلامی و روحانیت و هم‌چنین راهنمایی‌های پدر و دوستان دل‌سوزش موجب گردید که بعد از اتمام دوران ابتدایی به صف طلاّب حوزه علمیه بپیوندد. وی در راه فراگیری علوم اهل‌بیت تلاش فوق‌العاده‌ای داشت و همین امر باعث شد که در اندک زمانی به مراتب علمی و فرهنگی چشم‌گیری دست یابد و در کم‌تر از شش سال دروس سطح حوزه را نزد استادانی همچون آیات شیخ مرتضی‌حائری، شهید صدوقی، سلطانی و شیخ عبدالجواد اصفهانی به پایان رساند.
وی بعد از شش سال تحصیل دروس سطح حوزه، در 22 سالگی به دوره تخصصی خارج اصول و فقه وارد شد و از محضر استادانی همچون آیات عظام حجّت، بروجردی، محقّق داماد، امام خمینی (ره)، شاهرودی، خوئی، محمد باقر زنجانی و محسن حکیم بهره برد و در 27 سالگی به درجه اجتهاد نائل گردید. در مدت توقف دوازده ساله در حوزه نجف، سیدمصطفی خمینی به بهره گیری از حضور آیات عظام و مراجع تقلید حوزه علمیه نجف‌اشرف آقایان: سیدابوالقاسم خویی، سیدمحمود شاهرودی و سیدمحسن حکیم پرداخت. از محضر درس آیت الله سیدحسن بجنوردی نیز استفاده کرد. مرحوم آیت الله سیدعباس خاتم یزدی در این باره می‌گوید: «مرحوم بجنوردی تعبیر فوق‌العاده ای در خصوص آقا مصطفی داشت و آن این بود که از ایشان استفاده می‌کنم؛ درست همان حرفی که مرحوم نراقی در مورد شاگرد خود، شیخ انصاری دارد.»
سیدمصطفی علاوه بر اجتهاد در فقه و اصول، در علوم معقول و منقول نیز دارای تبحر بود و دانش حکمت و فلسفه را از اساتید فن و حضرات آیات فکور یزدی، والد محقق، علامه طباطبایی و سیدابوالحسن رفیعی قزوینی فراگرفت. او منظومه حکمت را نزد یکی از استادان فلسفه آموخت و بلافاصله به تدریس آن پرداخت و طولی نکشید از استادان برجسته حکمت شناخته شد.
او اسفار را از علامه سید ابوالحسن رفیعی قزوینی و علامه سید محمدحسین طباطبایی فرا گرفت. به دلیل هوش و استعداد فوق العاده ای که داشت هنوز به سی سالگی نرسیده بود که در دانش های معقول و منقول از جمله افراد صاحب نظر حوزه شد.
 
-ازدواج و فرزندان
سید مصطفی در بیست و چهار سالگی با معصومه حائری، دختر آیت اللّه شیخ مرتضی حائری ازدواج کرد. امام خمینی (ره) با شیخ مرتضی حائری دوست و همدرس بودند و با شناختی که از خانوادهٔ وی داشتند با وصلت پسرشان با آن خانواده موافقت نمودند. والدهٔ ایشان (خدیجه ثقفی) در مورد چگونگی این ازدواج می‌گوید:
«یک وقت شایع شد که ما با آقا مرتضی حائری وصلت کرده ایم، به طوری که مصطفی می‌گفت: وقتی آقای حائری از صحن حرم بیرون می‌آید، رفقا می‌گویند که پدر زنت آمد. این شایعه به گوش آقا (امام خمینی) رسیده بود و یک شب آقا از من پرسید که دختر آقای حائری را دیده ای؟ من هم کمی توضیح دادم. آقا گفت: چطور است این دروغ را راست کنیم؟ گفتم که هر طوری صلاح می‌دانید. فردا صبح هم آقا پیغام فرستاده بود و ظهر، آنها جواب داده بودند و باز آقا پیغام داده بود که همان شب بروند برای صحبت؛ بعد به ما خبر دادند که مردها رفته‌اند و ما زنها هم بعداً رفتیم و قرار عقد گذاشته شد. وقتی موضوع خواستگاری و ازدواج با معصومه حائری را با حاج آقا مصطفی نیز در میان گذاشته بودند، ایشان گفته بود: «من خواب معصومه را دیده‌ام». در این زمان، معصومه، دختری شانزده ساله بود. این وصلت در سال 1335 اتفاق افتاد.»
 
فرزندان
اولین فرزند سید مصطفی، محبوبه بود که بیماری مننژیت گرفت و فوت کرد. دومین فرزندشان حسین نام دارد که معمم شد. سومین فرزندشان دختری است به نام مریم که مدتی در دوبی و بعدها در سوئیس به شغل پزشکی مشغول شد.
چهارمین فرزندشان نیز در جریان حمله کماندوهای رژیم پهلوی در سیزدهم آبان 1343 به خانه امام خمینی (ره) برای دستگیری ایشان، پیش از تولد از بین رفت.
تنها پسر آیت الله مصطفی خمینی، از ابتدای انقلاب به فعالیت‌های سیاسی پرداخت، فعالیت‌هایی که با خط انقلابیون پیرو خط امام زاویه داشت و اینگونه شد که امام خمینی (ره) به او نامه نوشت و به او گوشزد کرد که جوانی برای همه، خطرهایی دارد که پس از گذشت ایام، انسان متوجه می‌شود. امام خمینی (ره) همچنین در این نامه نوشت: «من میل دارم کسانی که به من مربوط هستند در این کوران‌های سیاسی وارد نشوند. من امید دارم که شما مجاهدت در تحصیل علوم اسلامی، با تعهد به اخلاق اسلامی و مهار کردن نفس اماره بالسوء، برای آتیه مورد استفاده واقع شوی. من علاوه بر نصیحت پدری پیر به شما امر شرعی می که در این بازی‌های سیاسی وارد نشوی و واجب شرعی است که از این برخوردها احتراز کنی. من به شما امر می‌کنم که به حوزه علمیه قم برگرد و با کوشش به تحصیل علوم اسلامی- انسانی بپرداز. از خداوند تعالی توفیق شما و همه محصلین را خواستارم».
حسین خمینی، بعد از رحلت امام (ره) نیز وارد سیاست شد و حتی در سال 1383 به ایالات متحده آمریکا و عراق سفر کرد و دیدارهایی هم در آن کشور داشت اما از سال 1384 به ایران برگشت و در قم ساکن شد.
 
-تدریس
سیدمصطفی در سال 1340 ش در مدرسه حجتیه قم به تدریس اصول، فقه و فلسفه (منظومه سبزواری) پرداخت و اسفار ملاصدرا را برای جمعی از طلاب تدریس نمود و حاشیه‌ ای نیز بر آن نوشت. آیت الله العظمی خامنه ‌ای در خصوص حوزه تدریس حاج آقا مصطفی می گوید:
«او یک مدرس معروف بود. فلسفه درس می‌داد، فقه درس می‌داد و به‌ عنوان یک چهره برجسته در میان طلاب حوزه و فضلا و مدرسین معروف بود.»
حاج آقا مصطفی در دوران تبعید، پس از انتقال از ترکیه به عراق، بخشی از وقت خود در نجف را به تدریس خارج اصول اختصاص داد. حجت الاسلام سیدعلی‌ اکبر محتشمی می‌گوید: 
«در سال 1346 ش، عده ‌ای از طلاب مبرز و فضلای سرشناس حوزه نجف از جمله مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ علی‌ اصغر طاهری (کنی) و حجج‌ اسلام آقایان علی‌پور، سجادی، روحانی، برقعی و... و اینجانب با توجه به اینکه جای درس و بحث اصول فقه حضرت امام در حوزه علمیه نجف، خالی بود و با عنایت به فوق‌العادگی مراتب علمی و سیطره و تسلط کامل آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی به علوم و مباحث عقلی و همچنین فقه و اصول و شناخت دقیق ایشان از مبانی ارزنده حضرت امام و سایر فرهیختگان حوزه، تصمیم گرفتیم تا در کنار حضور در محفل درس فقه حضرت امام، از حاج آقا مصطفی درخواست کنیم تا درس خارج اصول را در نجف برای طلاب و فضلا شروع کنند که این درخواست مورد اجابت معظم‌له قرار گرفت و از آن تاریخ تا پایان عمر شریف و پر برکتشان به مدت ده سال، یک دوره اصول فقه را با سبک تحقیقی نوین، تدریس فرمودند که درخشش علمی ایشان بیشتر روشن گردید و محصول آن، مجلدات کتاب "تحریرات فی‌الاصول" است.»
 
-آثار و تألیفات
سیدمصطفی خمینی علاوه بر تدریس علوم اسلامی دارای آثار و تألیفات زیادی نیز می‌باشد و در عمر کوتاه خود، آثار علمی فراوانی از خود به جای گذاشت شماره آثار وی به بیش از چهل عنوان کتاب می رسد که از جمله عبارتند از:
القواعد الحکمیه (حاشیه بر اسفار ملاصدرا)
کتاب البیع (دورهٔ کامل مباحث استدلالی بیع در سه جلد)
مکاسبه محرمه (در دو جلد)
مبحث اجاره
مستند تحریرالوسیله
تفسیر القرآن الکریم (در چهار جلد که ناتمام می‌باشد)
تحریرات فی‌الاصول (از اول اصول تا استصحاب تعلیقی)
شرح زندگانی ائمه معصومین علیهم‌ السلام (تا زندگانی امام حسین علیه السلام)
کتاب الاصول
القواعد الرجالیه
کتابی در مبحث نکاح
حواشی بر وسیله النجاه آقا سیدابوالحسن اصفهانی
تطبیق هیئت جدید بر هیئت نجوم اسلامی
حاشیه بر هدایه ملاصدرا
حاشیه بر طبیعیات اسفار ملاصدرا
حاشیه بر مبدأ و معاد ملاصدرا
حاشیه بر بخش هایی از عروه الوثقی
حاشیه بر خاتمه مستدرک الوسائل
کتاب الخیارات 
الواجبات فی‌الصلاه 
کتاب الصوم 
کتاب الطهاره 
حاشیه بر مستدرک مرحوم میرزا حسین نوری 
الفوائد و العوائد 
الخلل فی‌الصلاه
 
-فعالیتهای سیاسی
آیت الله مصطفی خمینی بعد از دستگیری امام (ره) در 15 خرداد سال 42، نقش بسزایی در به حرکت درآوردن نیروهای مردمی داشت و قیام مردم قم را رهبری کرد و با این فریاد که «مردم، خمینی را گرفتند» همه را بر ضدّ حکومت پهلوی بسیج نمود. او در تبعیدگاه ترکیه افزون بر یاری امام، پیام‌رسان نهضت اسلامی بود و از هر فرصتی که بدست می‌آمد، برای هدایت و مبارزه و افشاگری استفاده می‌کرد.
شهید مصطفی خمینی در کنار ویژگی‌هایی نظیر ساده‌زیستی، زهد، تواضع و فروتنی، همنشینی با قرآن، دائم‌الذکر بودن، تهجد و شب‌زنده‌داری، تقید به انجام مستحبات و... هیچ‌گاه از جریانات و وقایع سیاسی جامعه غافل نبوده و همواره در سنگر فعالیت‌های سیاسی به تلاش و مجاهدت مشغول بود.
 
فداییان اسلام
شهید مصطفی خمینی قبل از شروع نهضت امام خمینی (ره) ضمن آشنایی با جریان‌های سیاسی جامعه، به برخی از آنان نظیر جمعیت فدائیان اسلام گرایش داشت. سید مصطفی با نواب صفوی که رهبری این جنبش را داشت آشنا بوده همچنین با شهیدعبد الحسین واحدی که نفر دوم این جمعیت بود نیز ارتباط دوستانه و نزدیکی داشت. ایشان دربارهٔ این جمعیت می‌گوید: «جمعیتی در ایران معروف بودند به فداییان اسلام؛ رئیس آنها مردی بود به نام نواب صفوی (مجتبی) که واقعاً دلیر و توانا و از روی احساس، سنگ اسلام را به سینه می‌زد و نمی‌توان او را دور از حقیقت دانست. مرد شمارهٔ دو آنها دوست عزیز خودم شهید عبدالحسین واحدی بود... اینها به دست پسر رضاخان جلب شدند و با سکوت مرگ‌بار علما، آنها را تیرباران کردند، گرچه دوست من عبد الحسین را درجای دیگر از بین بردند و داغش را بر دل ما گذاشتند.»
 
همراهی با نهضت امام خمینی (ره)
سید مصطفی که قبل از نهضت امام (ره) با جریان‌های سیاسی همکاری‌ هایی را داشت، زمان شروع نهضت با قرار گرفتن در متن آن فعالیت‌هایش را بصورت گسترده و کاملاً محسوس دنبال کرد تا آنجا که موضوع گزارش‌های بسیاری از سازمان ساواک قرارگرفت. با دستگیری امام خمینی (ره) در نیمه شب 15 خرداد 1342 و متعاقب آن قیام 15 خرداد، نقش ایشان در نهضت پررنگ بود. چرا که از یک‌سو ایشان باید برای آزادی امام تلاش می‌کرد و از سوی دیگر شبکهٔ نهضت را فعال نگه می‌داشت و افزون بر آنها مدیریت بیت امام را به‌عهده می‌گرفت. بدین‌ جهت بود که در کانون توجهات و گزارش‌های ساواک قرار گرفت. به‌عنوان نمونه می‌توان نقش جانشینی ایشان را در آینهٔ اسناد این‌گونه یافت که در گزارش‌های آنها آمده بود: «بعد از دستگیری و بازداشت آیت الله خمینی پسر وی به نام مصطفی که معمم نیز می‌باشد امور جاریه را انجام می‌دهد» ایشان «دستورهای او را انجام می‌دهد و اعلامیه‌هایی تهیه و برای روحانیون می‌فرستد.» این قبیل تحرکات باعث شده بود که وی به شدت تحت مراقبت قرار گیرد.
امام خمینی (ره) درحالی در 16 فروردین 1343 آزاد شدند که در طول این مدت سید مصطفی به ساماندهی امور مختلف در پیش‌برد نهضت پرداخته بود.
 
کاپیتولاسیون
خرداد 1343 دولت منصور لایحهٔ کاپیتولاسیون را به تصویب رساند. امام به محض اطلاع از آن اعلام کرد که در آن زمینه سخنرانی خواهد کرد. مقامات دولتی به محض این‌که از تصمیم امام با خبر شدند در پی رایزنی برآمدند تا امام را منصرف کنند. لذا به قم آمدند و درخواست ملاقات با امام را داشتند که امام آنها را به حضور نپذیرفت و لذا چاره را در آن یافتند که با سیدمصطفی دیدار کنند در این دیدار مأمور آنها سعی می‌کرد با آوردن استدلال‌هایی از قبیل این که «هرگونه حمله به آمریکا به مراتب خطرناک‌تر از حمله به شخص اول مملکت است و امام نباید در این مورد سخنرانی بکند.» در ایشان نفوذ کنند. ولی سیدمصطفی با قاطعیت پاسخ دادند: «آیت الله خمینی به وظیفهٔ خودشان هر جور صلاح بدانند عمل می‌کنند، این‌گونه حرف‌ها هم نمی‌تواند ایشان را در اجرای وظیفه و رسالتی که به‌عهده دارند به تجدیدنظر وادارند.» با ایراد سخنرانی تاریخی امام خمینی (ره) و تبعید ایشان به ترکیه، فعالیت‌های سید مصطفی وارد فاز جدیدی شد.
 
تبعید به ترکیه
سیدمصطفی بعد از دستگیری امام، جهت هم‌فکری و مشورت راهی خانه علما شد. این امر باعث شد ساواک وی را به اتهام ایجاد تحریک و شورش دستگیر و روانهٔ تهران کند تا این‌که مدت 57 روز را در آنجا محبوس بماند. سرانجام ساواک به منظور دورشدن سید مصطفی از کانون نهضت (قم) تصمیم گرفت وی را به شرط تبعید به ترکیه (نزد پدرشان) آزاد کند. این‌گونه بود که ایشان در 18 دی 1343 آزاد و به قم آمد تا آماده سفر شود. اما وی پس از ورود به قم و مشورت با برخی از آیات عظام از این سفر منصرف شد. با اطلاع مأمورین ساواک از این تصمیم، ایشان را دوباره دستگیر و بلافاصله به تهران منتقل کردند و فردای آن روز ایشان را با هواپیمای استانبول به ترکیه فرستادند. در اولین برخورد امام با سیدمصطفی، امام فرمودند: «با پای خود آمدی یا شما را آوردند؟ ایشان پاسخ می‌دهند که مرا آوردند. امام می‌گویند: اگر با پای خود آمده بودی، همین الان شما را برمی‌گرداندم.» پس از چند ماه توقف در ترکیه به تدریج بازگشت حاج‌آقا مصطفی به ایران مطرح شد. چراکه با دوری امام از ایران و ویژگی‌های منحصر به فرد سید مصطفی حضور ایشان در ایران در راستای پر کردن خلاء وجودی امام و پیش‌برد اهداف نهضت، از اهمیت خاصی برخوردار بود. اما ساواک برای بازگشت ایشان به ایران شرایطی را گذاشتند که عملاً آمدن او را بی‌نتیجه می‌کرد.
 
تبعید به عراق
نیروهای مبارز داخل ایران طی تماس‌ها، نامه‌ها و تلگراف‌های متعدد به مقامات ترکیه‌ ای نگرانی‌شان را نسبت به تبعید امام و فرزندشان به آن کشور ابراز می‌داشتند و بدین وسیله عرصه را بر دولت ترکیه تنگ کردند. به‌همین جهت دولت ترکیه رژیم شاه را تحت‌ فشار قرار داد تا امام و سید مصطفی را به‌جای دیگری منتقل کنند. سرانجام در 13 مهر 1344 امام و فرزندشان از ترکیه به عراق فرستاده شوند. امام با ورود به خاک عراق (بغداد) ابتدا به کربلا و زیارت سیدالشهدا رفتند و سپس رهسپار نجف اشرف شدند. در نخستین شب ورود ایشان به نجف شماری از علمای بزرگ نظیر آیت الله سیدابوالقاسم خویی و آیت سید محمود هاشمی به ‌دیدار ایشان آمدند.
امام با ورود به نجف فعالیت‌های سیاسی خود را که در زمان تبعیدشان در ترکیه (به خاطر فضای حاکم بر کشور ترکیه) فرصت چندانی برای عملیاتی‌کردن آنها نداشت، از سر گرفت. سید مصطفی مسئول ایجاد برقراری رابطه با مبارزان علیه حکومت پهلوی در سطوح مختلف شد. اقدام برای نشر افکار انقلابی و اندیشه‌های امام از طریق توزیع رسالهٔ عملیه، اعلامیه‌ها، پیام‌ها، نامه‌ها و نشر سخنان امام در این نامه‌ها و... همه از مواردی بود که تحت نظر سید مصطفی انجام می‌گرفت.
 
سیدمصطفی و دولت عراق
رویهٔ دولت عراق در قبال امام خمینی (ره) و فرزندش، تا حدود زیادی از روابطش با دولت ایران تأثیر می‌پذیرفت. زمانی که روابط دو کشور تیره می‌شد دولت عراق سعی می‌کرد از امام به‌ عنوان اهرم فشاری بر دولت ایران استفاده کند و از این راه به اهداف سیاسی خود برسد و در زمانی که روابط بهبود می‌یافت عرصه را بر امام تنگ می‌کرد. این درحالی است که امام با همکاری سید مصطفی تا پایان تبعیدشان در عراق حاضر به هیچ نوع همکاری با حکومت عراق علیه دولت ایران نشد.
به‌عنوان نمونه در یکی از گزارش‌های ساواک این‌گونه آمده که مقامات عراقی از سید مصطفی خواسته‌ اند که پدرش را وادار به صدور اعلامیه‌ای علیه دولت ایران کند و در ازای این عمل به وی قول داده‌اند که آیت الله حکیم را از عراق اخراج و ترتیب جانشینی امام خمینی را به‌جای ایشان بدهند. اما این پیشنهاد به شدت از سوی امام با استناد به این‌که آقای حکیم بزرگ ماست و این کار را نمی‌تواند انجام بدهد، رد شده است.
 
سفر به کشورهای اسلامی
بخشی از فعالیت‌های سیاسی فرزند ارشد امام، پس از انتقال به عراق، سفر به کشورهای اسلامی بود. این سفرها معمولاً در  فصل تابستان و گاهی نیز در موسم حج صورت می‌گرفت. جنبه اصلی این سفرها، فعالیت سیاسی و برای تداوم نهضت امام خمینی(ره) بود؛ ولی گاهی هم جنبه زیارتی و سیاحتی داشت. 
برخی مسایل مربوط به نهضت امام باتوجه به تنگناهای موجود در فضای سیاسی عراق به آسانی قابل رسیدگی و حل و فصل نبود؛ اما در فضای مساعد کشورهایی چون سوریه و لبنان و با ارتباطاتی که از طریق مبارزینی که به آن کشورها سفر می‌کردند، پیشبرد امور مبارزاتی، سهل و ممکن بود. در این ارتباطها، اطلاعات مربوط به نهضت مبادله می‌شد و نهضت تقویت و تداوم می‌یافت.
حاج آقا مصطفی برای آموزش نظامی، اهمیت زیادی قائل بود. خود او نیز آموزشهایی دیده بود و به مبارزین و روحانیون ایران در نجف توصیه می‌کرد که در پایگاههای الفتح در جنوب لبنان یا سوریه، آموزش ببینند. در این راه تا جایی که می‌توانست به افراد مساعدت می‌کرد. حجت الاسلام سید حمید روحانی به نقل از آقا مصطفی می‌گوید: «...وظیفه روحانیت همان وظیفه انبیاست. چنان که وظیفه انبیا (علیهم السلام) در مقابل ظلم و ستم و بیدادگری، قیام مسلحانه است، وظیفه روحانیت هم، چنین است و این حقیقت از آیه شریفه «و اَعِدّوالَهُم ما استَطَعتُم من قُوَّه‌ٍ وَ مِن‌ْ رِباط اُلخَیْل‌ِ تُرَهِبُون‌َ بِه‌ِ عَدُوّاللهِ وَعَدُوَّکُم» روشن و آشکار است و می‌توان گفت که معانی خاتمیت در اسلام مبسوط الید بودن زعمای اسلام و مراجع تقلید است.»
سیدمصطفی بارها به سوریه و لبنان سفر کرد و در آن کشور با مبارزین ایرانی دیدار و گفتگو کرد. آقای جلال‌الدین فارسی یکی از این مبارزین بود که بارها با وی دیدار و گفتگو کرد. فارسی در خاطراتش می‌گوید: «شهید آیت الله حاج سید مصطفی خمینی، چند ماه پیش از شهادتش در نجف، به قصد عمره از عراق خارج شد. ابتدا به دمشق و سپس به بیروت آمد. این افتخار را به بنده داد که با حجج اسلام؛ سیدمحمد موسوی بجنوردی و حاج احمد آقا، تشریف ‌فرما شدم. سال پیش هم که به اتفاق آقای بجنوردی به دمشق آمدند یکی ـ دو روزی را در زبدانی و منزل بنده گذرانیدند. با آن شهید بزرگوار در مسایل لبنان و فلسطینی‌ها، توافق و همدلی داشتیم. از گزارشی که درباره این‌گونه امور به او می‌دادم، خشنود می‌گشت و به پاداش یا سپاس آنچه کار خیر و حق می‌دانست، محبتی می‌فرمود.» 
در یکی از گزارش‌های ساواک در تاریخ 17 مرداد 1356 راجع به سفر سید مصطفی همراه برادرش سید احمد به لبنان و سوریه آمده است: 
«مسافرت سیدمصطفی از نجف و سید احمد خمینی از ایران به سوریه و بیروت، صحت دارد و نامبردگان طبق قراری که با هم داشتند به دمشق وارد شدند و از آنجا به اتفاق، جهت برگزاری حج عمره به عربستان سعودی مسافرت کردند و پس از مراجعت به سوریه، سید مصطفی روز 15 مرداد و سید احمد روز 16 مرداد 36 [1356] به نجف آمدند. 
نظریه یکشنبه: خبر صحت دارد. به احتمال قوی سید مصطفی در سوریه با شیخ نصرالله خلخالی، نماینده خمینی ملاقات و گفتگوهایی انجام داده و در لبنان نیز با موسی صدر، رهبر شیعیان این کشور تماس و احیاناً در مورد جنگ لبنان و آسیب‌هایی که به شیعیان وارد شده مذاکراتی انجام داده و باتوجه به این که خمینی در بهمن ماه سال ۳۵ [1355 ش]، اعلامیه‌ ای در مورد جنگ لبنان صادر و از مسلمانان تقاضا کرده، به مسلمانان لبنان کمک کنند، احتمالاً سیدمصطفی در این مسافرت، کمک‌هایی به موسی صدر، جهت پرداخت به شیعیان نموده است.» 
در گزارشهای نمایندگی ساواک در لبنان به موارد دیگری از فعالیت‌های سید مصطفی اشاره شده است. در یکی از این گزارشها به تاریخ 29 شهریور 1352 آمده است: 
«سالیانه حدود چهار میلیون تومان پول از ایران، توسط صرافها و اشخاص مختلف برای خمینی به بیروت ارسال می‌گردد که این پولها در بیروت توسط مصطفی خمینی که هر چند یک بار به بیروت می‌آید، جمع‌ آوری و به عراق برده می‌شود.» یا در گزارش دیگری به تاریخ 18 اسفند 1352 اشاره شده که سید مصطفی با سفرهای خارج از عراق خود، که لبنان و سوریه از عمده‌ ترین آنها بوده‌اند. برفعالیت مبارزین نظارت می‌کند. 
«مصطفی خمینی که سرپرستی قسمت اجرایی فعالیت‌های خمینی را به‌عهده دارد، در ضمن مسئولیت ارتباطات خارج از عراق نیز به عهده وی بوده و با سفرهایی که انجام می‌دهد، بر فعالیت‌های خارج نظارت می‌نماید.»
 
-منش دینی و عرفانی
آیت الله سید مصطفی خمینی مبارزه با شیطان درونی را لازم می دید و تقوا و پرهیز از تبعیّت هوای نفس را بزرگ ترین جهاد می شمرد. او علاوه بر تحصیل دانش، رسیدن به قرب الهی را در توسل به اهل بیت، علیهم السلام، می دید و حل همه مشکلات را در توسل به ائمه می دانست و در این راه همه مشکلات را به جان می خرید. از جمله برای زیارت امام حسین علیه السلام سالانه چندبار مسافت قریب به صد کیلومتر فاصله نجف و کربلا را پیاده می پیمود.
سید مصطفی برنامهٔ منظمی برای ساعات روز و شب داشت. برنامهٔ عبادت؛ مباحثه، مطالعه، ورزش و تفریح ایشان اکثراً برقرار بود. شب را به عبادت و مطالعه مشغول می‌شد و غالباً این برنامه تا اذان صبح ادامه داشت. پس از اذان، بین دو تا سه ساعت می‌خوابیدند. پس از آن به اعمال روزانه مشغول می‌شد. دو ساعت هم، بعد از ظهر می‌خوابیدند و بقیهٔ روز بیدار بود.
از برنامه‌های روزانه وی که ترک نمی‌شد قرائت قرآن بود. حتی در هوای گرم نجف، خود را مقید کرده بود که روزی یک یا نیم جزء از قرآن را تلاوت کند. در شیوهٔ قرائت قرآن نیز به سبک خاصی عمل می‌کرد و بسیار ساده و همراه با تکان دادن سر و عامیانه بود و معتقد بود که این سبک از خواندن قرآن و برخورد عامیانه با آن، نورانیتی در دل قاری قرآن ایجاد می‌کند.
در نماز نیز پابرجا بود. علاوه بر نمازهای واجب، نمازهای مستحبی، نوافل و سجده‌های طولانی نیز به جا می‌آورد، به طوری که پیشانی او پینه بسته بود. بنا به توصیه امام خمینی (ره) که معتقد بودند، بایستی مستحبات در خفا و به دور از چشم مردم باشد تا ریا در آن راه نیابد، حاج آقا مصطفی نیز به همین دلیل مستحباتش را در اتاق دربسته انجام می‌داد. نماز شب را نیز همچون نمازهای واجب، به طور مرتب به‌جا می‌آورد و هیچ گاه آن را ترک نمی‌کرد. در ادوار مختلف زندگی‌اش در نمازهای جماعت امام خمینی (ره) شرکت می‌کرد و به ایشان اقتدا می‌نمود.
 
-ویژگیهای اخلاقی
از نظر اخلاقی برای حاج آقا مصطفی ویژگیهای زیادی شمرده اند؛ از قبیل خوش‌خلقی، خونسردی، ساده‌زیستی، صراحت لهجه، نفوذناپذیری، زهد، صفای باطن، خودساختگی، استقلال رأی و مواردی از این قبیل؛ اما برجسته‌ترین ویژگی وی، یعنی آقازادگی، قابل بررسی می‌باشد.
حاج آقا مصطفی برخلاف اینکه فرزند شخصیتی همچون امام خمینی (ره) بود؛ اما هیچ وقت تلاش نکرد به عنوان یک آقازاده، تعیین‌کنندهٔ سیاست و جریانات در کنار امام (ره) باشد، بلکه کوشید که هم امام به عنوان یک شخصیت مستقل صاحب تفکر با خط مشی خاص، در میان دیگران جلوه کنند و هم اینکه نخواست خودش یک شخصیت تبعی و پیرو داشته باشد.
 
ساده زیستی
فریده مصطفوی، خواهر سید مصطفی، در این باره چنین می‌گوید:
«پیش از سال 1342، یک زندگی معمولی طلبگی داشت. پس از اینکه به ترکیه تبعید شد، امکانات بیشتری برایش فراهم شد؛ ولی با این حال، زیّ طلبگی خود را فراموش نکرد. در نجف، در یک منزل 45 متری در محله‌ای به نام حویش که فاصلهٔ کمی با منزل امام (ره) داشت، زندگی می‌کرد...از دنیا بریده بود و به دنبال توسعهٔ آن نبود. اصولاً روی مادیات هیچ حسابی نمی‌کرد. در خرج کردن وقتی هم پولی به دستش می‌رسید، دقت می‌کرد و سخت می‌گرفت.»
یکی از مستندات مهمی که در زمینهٔ ساده‌زیستی و عدم توجه سید مصطفی به جمع‌آوری مال و ثروت و پرداختن به تجمل می‌باشد، وصیتنامهٔ ایشان است. در وصیتنامه‌اش از اموال دنیا فقط کتابهایش را برمی‌شمارد و در مورد آنها نیز احتیاط می‌کند و یادآور می‌شود که آنها نیز از وجوه شرعیه خریداری شده‌اند و اگر فرزندش، حسین، علوم قدیمه را تحصیل نکند، بهتر است آنها را به کتابخانهٔ مدرسهٔ آیت الله بروجردی در نجف تحویل دهند.
«... جمیع کتابهای خود را در اختیار حسین قرار می‌دهم به شرط آنکه تحصیل علوم قدیمه کند و در غیر این صورت به کتابخانهٔ مدرسهٔ آقای بروجردی در نجف اشرف تحویل دهند؛ چه آنکه نوعاً از وجوه، تحصیل شده و خلاف احتیاط آن است که ارث برده شود. چیز دیگری ندارم مگر بعضی مختصر است، آن هم دیگر احتیاج به گفتار ندارد...»
 
-شهادت
وقتی حکومت های ایران و عراق نتوانستند فعالیت های سیاسی حاج آقا مصطفی را متوقف کنند و وجودش را خطری جدی برای حکومت هایشان تشخیص دادند، به فکر عملی کردن تهدیدهای خود افتادند و سرانجام در روز یکشنبه اول آبان 1356 ش، در 47 سالگی، به طرز مشکوکی او را مسموم کرده و به شهادت رساندند.
حاج سید احمد خمینی در این باره می گوید: «آنچه می توانم بگویم و شکی در آن ندارم این که ایشان را شهید کردند؛ زیرا علامتی که در زیر پوست بدن ایشان روی سینه، روی سر و دست و پا و صورت ایشان بود، حکایت از مسمومیت شدید می کرد و من شکی ندارم که او را مسموم کردند. اما چگونه این کار صورت گرفته، نمی دانم، ولی همین قدر بگویم که ایشان چند ساعت قبل از شهادت در مجلس فاتحه ای [ختمی] شرکت کردند که در آن جا بعضی از ایادی رژیم پهلوی دست اندرکار دادن چای و قهوه بوده اند.»
در پی شهادت او، امام (ره) در یادداشتی چنین مرقوم کردند:
                                                                بسمه تعالی
                                                          انا لله و انا الیه راجعون
در روز یکشنبه نهم شهر ذی القعده الحرام 1397، مصطفی خمینی نور بصرم و مهجهٔ قلبم دار فانی را وداع کرد و به جوار رحمت حق تعالی رهسپار شد.
اللهم ارحمه و اغفر له و اسکنه الجنّه بحقّ اولیائک الطّاهرین علیهم الصّلوه و السّلام.
با انتشار خبر، دروس حوزهٔ نجف تعطیل شد و روحانیت به سوگ نشست، پیکر سید مصطفی توسط یاران و شاگردان او به کربلا برده شد.
در این مراسم جمعیت انبوهی شرکت کردند و جنازه را با آب فرات غسل داده و در محل خیمه گاه امام حسین علیه السلام کفن کردند و پس از طواف در حرم مطهر حضرت سید الشهداء علیه اسلام و حضرت عباس علیه السلام، به نجف بازگرداندند و روز بعد پیکر آن شهید از مسجد بهبهانی (واقع در بیرون دروازهٔ نجف) با شرکت انبوهی از علما، فضلا، طلاب، کسبه، اصناف و دیگر اهالی نجف به طرف صحن مطهر علوی تشییع شد.
امام خمینی (ره) در مسجد بهبهانی حضور یافت و پس از توقفی کوتاه و خواندن فاتحه، با قامتی استوار به خانه بازگشت و در مراسم تشییع و خاکسپاری شرکت نکرد.
در هنگام تشییع جنازه، بازار نجف یکپارچه تعطیل شد، آیت الله خویی در صحن مطهر امام علی علیه السلام، بر جنازهٔ شهید نماز خواند و درکنار مقبرهٔ علامه حلی به خاک سپرده شد.
شب هنگام امام خمینی (ره) پس از زیارت حرم مطهر حضرت علی علیه السلام بر مزار فرزند خود حاضر شد و با چهره ای باز و آرام نخست برای یکایک عالمانی که درآن مقبره دفن شده اند، اعلام قرائت فاتحه کردند و در پایان، ازحاضران خواستند برای فرزندش طلب مغفرت کنند و سپس برخاست و بدون کوچکتری آزردگی و گرفتگی از حاضران تشکر کرد و از آن جا بیرون رفت.
 
الطاف خفیه الهی
امام (ره) پس از شهادت فرزندش، در پیامی خطاب به ملت ایران، گفت:
«این طور قضایا مهم نیست، خیلی پیش می آید، برای همهٔ مردم پیش می آید و خداوند تبارک و تعالی الطافی دارد به ظاهر و الطافی خفیه است، یک الطاف خفیه ای خدای تبارک و تعالی دارد که ما علم به آن نداریم اطلاعی بر او نداریم و چون ناقص هستیم از حیث علم، از حیث عمل از هر جهتی ناقص هستیم، از این جهت در این طور اموری که پیش می آید جزع و فزع می کنیم، صبر نمی کنیم، این برای نقصان معرفت ماست به مقام باری تعالی، اگر اطلاع داشتیم از آن الطاف خفیه ای که خدای تبارک و تعالی نسبت به عبادش دارد و «انه لطیف علی العباد» و اطلاع بر آن مسایل داشتیم، در این طور چیزهایی که جزیی است و مهم نیست، آن قدر بی طاقت نبودیم، می فهمیدیم که مصالحی در کار است، یک الطافی در کار است، یک تربیت هایی در کار است.»
 
-تاثیر شهادت آیت الله مصطفی خمینی بر نهضت اسلامی
شهادت مظلومانه فرزند ارشد امام خمینی(ره)، نهضت اسلامی پانزده سالهٔ ایران را جان تازه ای بخشید، به گونه ای که یکباره فراگیر و به شکل انقلابی درآمد.
این شهادت و به دنبال آن مراسم بزرگداشت پرشکوهی که در ایران برگزار شد نقطه آغازی بر خیزش دوباره حوزه های علمیه و قیام جامعه مذهبی ایران بود. امام خمینی(ره) در همان زمان و در سخنرانی در جمع روحانیون دربارهٔ قدرت روحانیت و خدمات علمای شیعه، این واقعه را از الطاف خفیه الهی نامیده بود.
 
آغاز دوباره قیامهای پرشور مردمی
همان وقت رژیم شاه با درج مقاله ای توهین آمیز علیه امام در روزنامه اطلاعات انتقام گرفت. اعتراض به این مقاله، به قیام 19 دی ماه قم و پیام امام به ملت ایران به مناسبت قیام دی مردم قم و نوید پیروزی در سال 56 منجر شد که طی آن جمعی از طلاب انقلابی به خاک و خون کشیده شدند. بار دیگر قیام از قم آغاز شد و در مدت زمانی اندک و در شرایطی کاملاً متفاوت با پانزده خرداد سال 42 در سراسر کشور همگانی شد. برگزاری مراسم سوم، هفتم و چهلم های پیاپی در بزرگداشت خاطره شهیدان قیام اخیر در تبریز، یزد، جهرم، شیراز، اصفهان و تهران قیام هایی مکرر پدید آورد.
 
صدور بیانیه های افشاگرانه از سوی امام خمینی(ره)
در تمام این مدت پیامهای مستمر و متعدد امام خمینی(ره) و نوار سخنرانیهای ایشان که در آنها مردم را به استقامت و ادامه قیام تا سرنگونی اساس سلطنت و تشکیل حکومت اسلامی دعوت کرده بود، به وسیله هواداران ایشان تکثیر و در سطحی وسیع در ایران توزیع می شد.
شاه علی رغم دست زدن به کشتارهای جمعی نتوانست شعله های افروخته شده را خاموش کند. مانورها و ترفندهای سیاسی و نظامی شاه پیش از آنکه اندک تأثیری در فروکش کردن خشم مردم بگذارد با صدور بیانیه های افشاگرانه امام خمینی(ره) و دستورالعمل های مبارزاتی ایشان خنثی می شدند.
 
هجرت امام از عراق به پاریس
جایگزینی جمشید آموزگار به جای هویدا و همچنین جعفر شریف امامی یکی از پیشکسوتان فراماسونری در ایران با شعار «دولت آشتی ملی» نتوانست مبارزات مردم را متوقف سازد. کشتار بی رحمانه مردم به وسیله نیروهای نظامی در میدان شهدای (ژاله) تهران در روز 17 شهریور 1357 ش، پیام به ملت ایران دربارهٔ کشتار وحشیانه شهریور حکومت نظامی در تهران و یازده شهر بزرگ ایران پیام به ملت ایران و اعلام عزای عمومی و ادامه اعتصاب نتوانست مانع رسیدن پیام های امام خمینی (ره) به مردم و تظاهرات شبانه روزی آنها شود. سرانجام پس از دیدار وزرای خارجه ایران و عراق در نیویورک تصمیم اخراج امام خمینی(ره) از عراق گرفته شد.
 
-علل فراگیری نهضت امام خمینی(ره) در پی شهادت حاج سید مصطفی
برگزاری مراسم بزرگداشت در بیشتر نقاط کشور
اصحاب مسجد و محراب در پی دریافت خبر شهادت مظلومانهٔ مجتهدی که مایهٔ امید برای اسلام و ایران بود، سخت به خشم آمدند و نتیجه گیری کردند که رژیم شاه با این کار، از امام (ره) انتقام گرفته است.
از این رو مصمم شدند که دست کم با برپایی مراسم سوگواری با ایشان همدردی کنند. رژیم شاه برای آن که خود را بی طرف وانمود کند، از برپایی مراسم جلوگیری نکرد و کوشید که خود را بی تفاوت بنمایاند.
کارشناسان رژیم می پنداشتند شور و هیجانی که کشور را فرا گرفته، به دنبال برپایی مراسم فروکش می کند و این مراسم سوپاپ اطمینانی است که از انفجار پیشگیری خواهد کرد. اما این مراسم با آن گستردگی مایهٔ آگاهی، رشد سیاسی و جرأت و جسارت بیشتر مردم شد، خشم و مراسم بزرگداشت تا چهلم شهادت او به طور پیوسته در استان ها، شهرها و شهرستان ها تداوم یافت، در این مجالس گویندگان مذهبی و روحانیون با بهره گیری از فرصت به دست آمده در تببین خط و اندیشهٔ امام (ره) و نمایاندن هرچه بیشتر ماهیت ضد اسلامی شاه و انگیختن توده ها بر ضد هیئت حاکمه وابسته به بیگانه، داد سخن دادند و با آوردن نام خمینی، چهرهٔ جامعه را دگرگون کردند. از روز اول آبان ماه 1356، یکباره نام و یاد امام (ره) در فضای پهناور ایران طنین انداز شد.
 
به صحنه آمدن مردم
ملت در طی نهضت اسلامی ایران در سنگر مسجد رشد سیاسی و آگاهی دینی یافته و به اسلام ناب محمدی تا اندازه ای شناخت پیدا کرده بودند و برای دست زدن به خیزشی همگانی، آمادگی کامل داشتند.
برگزاری مراسم بزرگداشت، این مجال را به مردم داد تا آنچه را که در مکتب انقلابی اسلام آموخته بودند به کار بندند و بیزاری خود را از رژیم شاه اعلام کنند، مردم در این مراسم تنها به اظهار وفاداری و ابراز احساسات نسبت به امام (ره) بسنده نکردند، بلکه با دست زدن به تظاهرات خیابانی و درگیری با پلیس، زمینهٔ فراگیری انقلاب اسلامی را فراهم کردند، قیام خونین 19 دی 1356 قم، در واقع اوج این تظاهرات و راه پیمایی مردمی بود.
 
رهبری امام (ره)
از سال 1341، که نهضت اسلامی آغاز شد، امام (ره) همواره با راهنمایی ها و رهنمودهای خود، به ملت ایران آگاهی و بینش می دادند و این رسالت را در تبعیدگاه ترکیه و نجف نیز پی گرفتند.
در ترکیه با نگارش کتاب تحریرالوسیله و آوردن یک سلسله احکام سیاسی و انقلابی اسلام در این کتاب، راه مبارزه، حرکت و خیزش را به ملت های مسلمان نشان دادند، در نجف نیز با تدریس و بخصوص بحث ولایت فقیه یا حکومت اسلامی و با اعلامیه ها و سخنرانی های خود در فرصت های مناسب، نهضت اسلامی را تداوم بخشید و به رشد سیاسی مردم کمک کرد.
در آن برههٔ حساس که ملت ایران از شهادت آیت الله سید مصطفی، خشمگین بودند، امام (ره) دریافتند که اجتماعات بزرگی در نقاط مختلف کشور به این مناسب برپاست و گرم نگه داشتن این اجتماعات و بهره گیری شایسته از آن تنها با رهبری آنها امکان پذیر است، از این رو با یک سلسله اعلامیه ها و سخنرانی ها کوشید، این اجتماعات بزرگ سیاسی را گسترش دهند و با مغتنم شمردن فرصت پیش آمده، نگذارد مشعلی که با شهادت فرزندشان فروزان شده به خاموشی گراید.
 
اتحاد مردم
با این شهادت اتحاد چشمگیر و کم نظیری در ملت پدید آمد، عموم مردم، روحانیون، دانشگاهیان، سازمان ها و گروه های سیاسی و ... یکپارچه پشت سر امام (ره) به حرکت در آمدند که این خود از مهمترین عوامل در پیروزی انقلاب است.
 
-روابط خاص سید مصطفی با امام خمینی(ره)
سید مصطفی در تمام مراحل نهضت به جز واقعهٔ مدرسهٔ فیضیهٔ قم در فروردین 1342 که به زیارت عتبات عالیه رفته بود، در بقیه مراحل، در ایران، ترکیه و عراق تا اول آبان 1356 در کنار امام بود. او ضمن مراقبت از سلامتی ایشان، در مبادلهٔ پیامها و اطلاعات با هوشیاری عمل می‌کرد.
 
امین مورد وثوق پدر
آقا مصطفی، امین و مورد وثوق امام بود. محرمانه‌ ترین پیامها از طریق او به امام می‌رسید و یا پیامهایی از طریق او به دیگران انتقال می‌یافت. زمانی که امام در سال 1342 در قیطریه تهران تحت نظر بودند، تنها رابط مشخص و مجاز ایشان مصطفی بود. پس از آزادی امام و بازگشت به قم در فروردین 1343 نیز همراه امام بود. در زمان تبعید امام به ترکیه نیز، پس از آزادیشان از زندان به وی پیوست.
 
مرید و شاگرد حضرت امام(ره)
بُعد دیگر روابط سید مصطفی با امام خمینی(ره)، روابط مرید و مرادی و روابط شاگرد و استادی بود. امام خمینی (ره) از اول ورود مصطفی به عرصهٔ علم و دانش، استاد ایشان بودند و تا آخرین لحظات عمرشان نیز این رابطه حفظ شد. 
امام خمینی (ره) از نظر علمی جایگاه ویژه‌ای برای سید مصطفی قائل بودند. در مورد جلسات درس و بحث مصطفی با امام در نجف، حجت‌الاسلام اسماعیل فردوسی‌پور که از ناظرین امر بود، چنین می‌گوید: «در جلسات درس، وقتی بحث علمی به میان می‌آمد، یکه ‌تاز میدان بود؛ بسیار خوب بحث و مطلب را قاطع ادا می‌کرد؛ در درس حضرت امام یکی از مستشکلان بود؛ معمولاً در جلسات درس خارج نجف، اینطور مرسوم بود که اگر مستشکل نمی‌توانست حرف خود را خوب بیان کند یا حرف درستی برای زدن نداشت یا به هر صورت، خودش یا حرفش برای استاد جاذبه‌ای نداشت، استاد به حرفش گوش نمی‌داد؛ اما حاج آقا مصطفی شخصیتی بود که وقتی شروع به صحبت می‌کرد، امام تا پایان حرفهای او را گوش می‌دادند، بعد هم با کمال دقت به او جواب می‌دادند. در مورد نظر کلی امام به آقا مصطفی نیز می‌توان گفت که امام، از ایشان به عنوان «امید آینده اسلام» نام برده‌اند.
امام خمینی(ره) در توصیف حاج آقا مصطفی فرمودند: «من امید داشتم که این مرحوم (حاج آقا مصطفی) شخص خدمت‌گزار و سودمند برای اسلام و مسلمین باشد، ولی «لا رادَّ لَقضائِهِ وَ اِنَّ اللّهَ لَغَنی عَنِ العالمین»؛ تقدیر الهی چیز دیگری بود و هیچ امری نمی‌تواند قضا الهی را مانع گردد.»




نوع مطلب : نوشته های سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 1 اردیبهشت 1394 07:56 ق.ظ
سلام بر شهیدان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب