تبلیغات
سرباز رشید اسلام - به قلم شهید چمران
 
درباره وبلاگ


بسم الله الرحمن الرحیم

سپاس پروردگاری را که مرا از دنیا نبرد تا اینکه جانشینم را به من نشان داد همو که

شبیه ترین مردم از لحاظ روحیات و شمایل به رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است
خداوند متعال از او در غیبتش محافظت میکند و پس از آن ظاهرش می نماید تا زمین را

آکنده از عدالت و قسط کند همانگونه که مملو از جور و ظلم شده باشد.(امام حسن عسگری علیه السلام)
منبع : کمال الدین و تمام النعمه ج 2 ص 118

تقریبا یک سال از تجربه وبلاگ نویسی مون میگذره از این به بعد تصمیم گرفتیم که با

یاری حق تعالی خودمون بنویسیم تا بتونیم تولید کننده مطلب ارزشی و اسلامی باشیم

تا صرفا یه کپی کننده....

و اینم نیازمنده اینه که ظرف وجودمون تمیز باشه تا مطالبمون تاثیر گذار باشه...

و امکان پذیر نیست مگر

بر شما باد اخلاص راستین و یقین نیکو زیرا که این دو برترین عبادت مقربان است..

(امیرالمومنین علی علیه السلام)

محتاج دعاتونیم..

یا لثارات الحسین


مدیر وبلاگ : سرباز ولایت
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سرباز رشید اسلام
نوشته
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه 24 اسفند 1393 :: نویسنده : سرباز ولایت
افسران - به قلم شهید چمران ..... هیات حاکمه لبنان برای آنکه مردم به تظاهرات نروند ، همه ی راهها و جاده ها را 

میخ ریخت ، میخ های بزرگ. عده ی زیادی که می خواستند خود را به این تظاهرات 

برسانند ، مجبور بودند که از روز قبل ، یا از شب قبل خود را به شهر " صور" 

برسانند، 

امام تمام ماشینهای آنها در راه پنچر می شد و می ماندند. خود من از همان مدرسه 

ی " جبل عامل "، یکی از تراکتور های کشاورزی را که تراکتور بزرگی بود آوردم و 

زمین را پاک کند.

تراکتور ها را فرستادیم تا این راهها را تمیز کنند و مردم بتوانند به شهر " صور " 

بیایند.

من خوب می دانستم ، هنگامی که تراکتور های ما مشغول پاکسازی جاده ها می شود ، 

ارتش لبنان جلوی آن را خواهد گرفت ، بنابراین دو نفر بعلبکی را در داخل تراکتور 

مخفی کردم. آنان با لباس مخصوص خود و کلاشینکف در داخل تراکتور نشسته بودند. 

هنگامی که تراکتور جاروب می کرد و می رفت به یک گروه سربازان برخورد کرد.

افسر فرمانده آنها آمد و به راننده تراکتور با پرخاش گفت: " تو کیستی ؟"

او گفت : " من دانشجوی مدرسه جبل عامل هستم. "

افسر به او فحش داد ، اهانت کرد که : " تو چه حقی داری که این میخها را پاک میکنی؟؟ " 

آنقدر اهانت کرد تا دو بعلبکی که در پشت نشسته بودند ، بلند شدند و کلاشینکف خود را 

آماده کردند و گفتند : " اگر یک لحظه در اینجا بمانی تو و همه ی افرادت را تکه تکه 

خواهیم کرد. "

همین افسر فورا جواب نظامی داد و گفت : " معذرت می خواهم شما را نشناخته بودم ، 

ما را ببخشید. "

سربازان را برداشت و همه گریختند ؛ زیرا می دانستند که با بعلبکی نمی توانند درگیر 

شوند و همان جا فورا کشته خواهند شد.

این چنین بود مبارزه های وحشتناکی که درلبنان به وقوع می پیوست و جوانان این چنین 

از جان گذشته و فدایی بودند که می توانستند این برنامه ها راپیاده کنند و هم اکنون نیز ، 

اگر در بیروت می بینید که در مقابل مزدوران عراقی و قدرتهای دیگر ایستاده اند و می 

جنگند ، یک چنین جوانانی هستند که از مرگ نمی هراسند و شهادت برای آنها افتخار است......

قسمتی از کتاب لبنان به قلم شهید مصطفی چمران ص 82




نوع مطلب : نوشته های شهدایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 24 اسفند 1393 12:27 ب.ظ
سیستم جدید مونوبلاگ رو دیدی؟
یه وبلاگ توی این سیستم بساز ببین چه مطالبت چه بازدیدی پیدا می کنه. این سیستم مجهز به روبات بهینه ساز اتوماتیکه که سریع مطالب وبلاگت رو در صفحه اول گوگل نمایش میده!!!!

همین حالا امتحانی یه وبلاگ روی سیستم وبلاگدهی رایگان مونوبلاگ بساز!!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب