تبلیغات
سرباز رشید اسلام - از هیچ گناهی دور نیستیم...
 
درباره وبلاگ


بسم الله الرحمن الرحیم

سپاس پروردگاری را که مرا از دنیا نبرد تا اینکه جانشینم را به من نشان داد همو که

شبیه ترین مردم از لحاظ روحیات و شمایل به رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است
خداوند متعال از او در غیبتش محافظت میکند و پس از آن ظاهرش می نماید تا زمین را

آکنده از عدالت و قسط کند همانگونه که مملو از جور و ظلم شده باشد.(امام حسن عسگری علیه السلام)
منبع : کمال الدین و تمام النعمه ج 2 ص 118

تقریبا یک سال از تجربه وبلاگ نویسی مون میگذره از این به بعد تصمیم گرفتیم که با

یاری حق تعالی خودمون بنویسیم تا بتونیم تولید کننده مطلب ارزشی و اسلامی باشیم

تا صرفا یه کپی کننده....

و اینم نیازمنده اینه که ظرف وجودمون تمیز باشه تا مطالبمون تاثیر گذار باشه...

و امکان پذیر نیست مگر

بر شما باد اخلاص راستین و یقین نیکو زیرا که این دو برترین عبادت مقربان است..

(امیرالمومنین علی علیه السلام)

محتاج دعاتونیم..

یا لثارات الحسین


مدیر وبلاگ : سرباز ولایت
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سرباز رشید اسلام
نوشته
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
جمعه 29 خرداد 1394 :: نویسنده : سرباز ولایت


بعضى وقت‏ها در شب‏هاى ماه مبارک، حالتى بر من مى‏گذرد که امیدوارم بتوانم شما را هم در آن حالت داخل و سهیم کنم تا هم کمکى به شما و هم شکر نعمت و عنایتى که به من شده، باشد.

 من دوست دارم شما هم در این حال شریک باشید و خلاصه تأملاتى را که در چند آیه داشته‏ام، برایتان بیان مى‏کنم تا شاید شما هم دعایى بکنید و قدمى بردارید و کارى کنید.

 اعتماد من به طلب و اقدام خودِ شماست که هر کدام با نیت و توجهى آمده‏اید و ساعاتى هم منتظر شده‏اید. چه بسا همین، رزقى را براى خودِ ما فراهم کند و ما نیز از ناحیه شما مرزوق و مورد عنایت بیشترى قرار گیریم.


بعضى وقت‏ها در شب‏هاى ماه مبارک، حالتى بر من مى‏گذرد که امیدوارم بتوانم شما را هم در آن حالت داخل و سهیم کنم تا هم کمکى به شما و هم شکر نعمت و عنایتى که به من شده، باشد.

 من دوست دارم شما هم در این حال شریک باشید و خلاصه تأملاتى را که در چند آیه داشته‏ام، برایتان بیان مى‏کنم تا شاید شما هم دعایى بکنید و قدمى بردارید و کارى کنید.

 اعتماد من به طلب و اقدام خودِ شماست که هر کدام با نیت و توجهى آمده‏اید و ساعاتى هم منتظر شده‏اید. چه بسا همین، رزقى را براى خودِ ما فراهم کند و ما نیز از ناحیه شما مرزوق و مورد عنایت بیشترى قرار گیریم.




بعضى وقت‏ها در شب‏هاى ماه مبارک، حالتى بر من مى‏گذرد که امیدوارم بتوانم شما را هم در آن حالت داخل و سهیم کنم تا هم کمکى به شما و هم شکر نعمت و عنایتى که به من شده، باشد.

 من دوست دارم شما هم در این حال شریک باشید و خلاصه تأملاتى را که در چند آیه داشته‏ام، برایتان بیان مى‏کنم تا شاید شما هم دعایى بکنید و قدمى بردارید و کارى کنید.

 اعتماد من به طلب و اقدام خودِ شماست که هر کدام با نیت و توجهى آمده‏اید و ساعاتى هم منتظر شده‏اید. چه بسا همین، رزقى را براى خودِ ما فراهم کند و ما نیز از ناحیه شما مرزوق و مورد عنایت بیشترى قرار گیریم.


بعضى وقت‏ها در شب‏هاى ماه مبارک، حالتى بر من مى‏گذرد که امیدوارم بتوانم شما را هم در آن حالت داخل و سهیم کنم تا هم کمکى به شما و هم شکر نعمت و عنایتى که به من شده، باشد.

 من دوست دارم شما هم در این حال شریک باشید و خلاصه تأملاتى را که در چند آیه داشته‏ام، برایتان بیان مى‏کنم تا شاید شما هم دعایى بکنید و قدمى بردارید و کارى کنید.

 اعتماد من به طلب و اقدام خودِ شماست که هر کدام با نیت و توجهى آمده‏اید و ساعاتى هم منتظر شده‏اید. چه بسا همین، رزقى را براى خودِ ما فراهم کند و ما نیز از ناحیه شما مرزوق و مورد عنایت بیشترى قرار گیریم.

 

 از هیچ گناهى دور نیستیم

 

 حالى که بر من گذشت این بود که انسان از هیچ یک از ذنوب و سیئات و گرفتارى‏ها دور نیست؛ گرفتارى‏هایى که اساساً از شک و شرک و نفاق شروع مى‏شود و تا کفر و انواع دیگر فجور و گرفتارى‏هایى که به قلب ما، به خیال ما، به وهم ما و به تفکرات و تأملات ما و به سایر اعضاء و جوارح ما؛ در بطن و فرج و سمع و بصر و دست و پا و ... برمى‏گردد. آدمى با هیچ یک از اینها فاصله‏اى ندارد.

 اگر روزى به ما بگویند آیا حاضرى نبى‏اى از انبیاء الهى و ولى‏اى از اولیاى الهى را بکشى؟ جواب ما منفى است و حتى از این سؤال، وحشت هم مى‏کنیم.

 اگر بگویند آیا حاضرى با مَحرم خودت در کنار کعبه زنا کنى؟ آیا حاضرى حلقوم على اصغر ابا عبداللَّه الحسین(ع) را بِبُرى؟ آیا مى‏توانى حسین فاطمه(س) را تکّه تکّه کنى و فرق على(ع) را بشکافى؟ مى‏گوییم خیر! تمام جواب‏ها منفى است و خودمان را از این اعمال بسیار دور مى‏بینیم. احساس مى‏کنیم که این گناهان، گناهان ما نیست و بین ما و آنها، حائل‏ها و واسطه‏هاى زیادى وجود دارد.

 اعتقادم این است که ما هنوز در فضاى این گناهان قرار نگرفته‏ایم. هنوز مجبور نشده‏ایم که به خاطر محبوب‏هامان دست به هرکارى بزنیم، در حالى که همه فرعونیم، فقط مصرهاى ما کوچک و بزرگ مى‏شود.

 من در محدوده خانه‏ام، مادر و پدرم، فرزند و عیالم، فرعونى هستم و" أَنَا رَبُّکُمُ الاَعْلى " را در آن حد دارم و در این زمینه قدم برمى‏دارم.

 

 گاهى که با چند نفر همراه مى‏شوم و در ماشینى مى‏نشینیم، تفرعن مى‏کنم و زیر بار نمى‏روم و جبروت و کبریا و خودخواهى‏هایم در آن مرحله، ظهور و بروز مى‏کند.

 و گاهى هم این اتفاقات و این حالت‏ها در محیط کارم متجلّى مى‏شود.

 جریانى بود که براى خود من تذکر زیادى داشت. بقالى بود که گاهى از او شیر مى‏خریدم. من دو شیشه شیر مى‏خواستم، اما او مى‏گفت باید یک ظرف ماست هم ببرى، در حالى که مى‏دیدم بعضى مى‏آمدند و بدون اینکه او به آنها چیزى بگوید، ده تا ده تا شیر مى‏بردند. با خنده گفتم پس یک شیشه شیر بیشتر نمى‏خواهم. او هم گفت: نه آقا! همین که گفتم!

 وقتى به انسان اختیار چهار تا شیر، چهار تا آفتابه، چهار تا آدم، چهار تا لباس و ... را مى‏دهند، او مقرراتى را به دلخواه و از پیش خود مى‏آورد، در حالى که خداوند حکمى را براى آن قرار نداده است، بلکه حکم را خودِ من تشریع مى‏کنم. کاش این مجعولات و این منزّلات، لااقل مساوى و براى همه بود، اما این طور نیست بلکه حدود و ثغور آن را، تفرعن من، ضعف‏ها و قدرت‏هاى من، اینکه به چه کسى بستگى دارم و در گرو چه کسى هستم، اندازه مى‏گیرد.

 ما باید این حالت را براى خود تصور کنیم که ممکن است در همین مجلس، شرایط طورى شود که تصمیم بگیریم ولىِّ خدا را تکه تکه کنیم.

 واقعیت امر این است که شاید بُغض‏ها آن چنان بالا رود، حسادت‏ها آن چنان تحریک شود که به خاطر اینکه کم نیاوریم، به خاطر اینکه اُفت نکنیم، به خاطر اینکه ذلیل نشویم، همه عزیزان حق را ذلیل مى‏کنیم تا آنچه را که به آن وابسته‏ایم از بین نرود؛ مثل همان حرفى که هارون الرشید به پسرش گفت.

 در تاریخ آمده است وقتى به هارون گفتند که اینها پسر عموهاى تو هستند، بستگان تو هستند، پس چطور آنها را تکه تکه مى‏کنى؟! او به پسرش گفت تویى که فرزندم هستى و از چشمم عزیزتر، اگر روزى ببینم در آنچه من دارم طمع کرده‏اى، چشم‏هاى تو را هم در خواهم آورد.

 

 اگر این معنا را از خود دور ندیدیم، این سؤال مطرح مى‏شود که پس چه چیزى ما را سر پا نگاه مى‏دارد و به ما استقامت مى‏دهد؟

 توضیح مطلب اینکه در دعا مى‏خوانیم:" وَسِعَتْ رَحْمَتُهُ کُلَّ شَىْ‏ءٍ "؛ یعنى خدا عاشق است و عشق او همه هستى را در برگرفته تا آنجا که:" سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ "؛ اگر کسى را مى‏زند و بر کسى مى‏شورد، به خاطر عشق و دوستى‏اش، این کا را مى‏کند. به خاطر عشقش، او را گوشمالى مى‏دهد و به او فشار مى‏آورد و حتى به خاطر عشقش، او را عذاب مى‏کند. از روى عشق، غضب مى‏کند؛ یعنى عاشقِ مهربان است و حتى تجلّىِ عذاب، تجلّىِ رحمت اوست.

 اگر این نکته را تصوّر کردیم، اگر محبت و مهربانى و وسعت رحمت حق را تا این حد باور کردیم، حال این آیه را چطور مى‏فهمیم و معنا مى‏کنیم که: " اِنَّ رَحْمَةَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ "؛ رحمت حق به محسنین - کسانى که تا حد احسان و حتى بالاتر از تقوا پیش آمده‏اند - نزدیک است.


ادامه دارد...


منبع کتاب اخبات 






نوع مطلب : نوشته های عارفانه، 
برچسب ها : ماه مبارک رمضان، اخبات، مخبت، استاد صفایی حائری، عین صاد،
لینک های مرتبط :


شنبه 2 آبان 1394 11:40 ق.ظ
سلام. یاشا. خدا قوت
اگه وقت کردی به وبلاگ ما هم سری بزنی واگه منت رو سر ما بزارید و در وبلاگ ما فعالیت داشته باشی. ما تازه را ه اندازی کردیم.

مهدی یاوران اذربایجان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب